تبليغاتX
به سان رود ...
یادداشتهای گاه به گاه حمید سیدی

 

آقاي مرتضي حاجي، رييس ستاد انتخاباتي آقاي خاتمي در دوم خرداد و وزير آموزش و پرورش دولت اصلاحات، اخيراً در مصاحبه‌اي با خبرگزاري فارس اعلام كرده‌اند: «من با بخشي از برنامه‌هاي دكتر معين موافق نبودم و حتي نامزدي ايشان براي انتخابات را هم توصيه نمي‌كردم».

صرفنظر از درست يا نادرست بودن نظرات آقاي حاجي آنچه موجب نگراني است، گفتمان غالبي است كه اين روزها در بين بخش‌هايي از اصلاح‌طلبان رواج يافته و آن شدت انتقاد نسبت به عملكرد اصلاح‌طلبان در انتخابات رياست جمهوري نهم است، بي‌آنكه ساير مقاطع دورة اصلاحات نقد شود. همه ما به اين نكته واقف هستيم كه عملكرد گروه‌هاي مختلف اصلاح‌طلب در انتخابات گذشته رياست جمهوري داراي اشكالاتي است و نقدهايي بر آن وارد است، اما اينكه از نقد علمي و منصفانة دوران اصلاحات چشم‌پوشي كرده و نوك پيكان نقد را فقط به سمت ايام انتخابات و رفتار انتخاباتي گروه‌هاي فعال در رياست جمهوري نهم نشانه رويم، ‌دور از اخلاق سياسي و انصاف است. آنچه به عنوان شعارها و برنامه‌هاي «اصلاح‌طلبان پيشرو» در انتخابات مذكور ارائه شد و مورد استقبال بسياري از نخبگان و فرهيختگان قرار گرفت، حاصل كار مجموعه‌اي از نيروهاي اصلاح‌طلب بود كه به خرد جمعي و مديريت مشاركتي اعتقاد داشته و دغدغة ادامه روند اصلاحات، آن‌ها را به اين جمع‌بندي رسانده بود كه با حمايت از يك شخصيت دانشگاهي كه سابقة درخشاني هم در مديريت اجرايي پس از انقلاب داشته است، در راه اصلاحات «گامي به پيش» بردارند. نامزدي آقاي دكتر معين از ابتدا خواستة خود ايشان نبود، چنانكه كساني كه به روحيات و خصايل وي اندك آشنايي دارند، نيك مي‌دانند كه واقعيت آن است كه سياست هيچ‌گاه اولويت اول دكتر معين نبوده و اگر احساس مسئوليت او در قبال جامعه نبود، لذت كار علمي و پژوهشي خود را با تلخي عرصة سياست و سياسي كاري عوض نمي‌كرد.

آقاي حاجي در مصاحبه خود با نقد عملكرد جبهه مشاركت طي دوره اصلاحات در مورد نامزدي آقاي دكتر معين ابراز داشته‌اند كه نامزدي ايشان را توصيه نمي‌كردند. بايد خدمت ايشان روزي را يادآور شد كه كنگره هفتم جبهه مشاركت براي تصميم‌گيري در مورد انتخابات رياست جمهوري نهم در محل اردوگاه باهنر برگزار شده بود و دوستان قديم ايشان در حزب (كه اكنون آقاي حاجي از عضويت در آن اعلام برائت مي‌كنند) دغدغة آيندة كشور و سرنوشت مردم را داشتند و‌آقاي حاجي در حالي كه در چند قدمي محل برگزاري كنگره حضور داشتند، در جلسه شركت نكردند؛ ايشان اگر واقعاً نسبت به انتخاب آقاي معين به عنوان نامزد رياست جمهوري نقد يا توصيه‌اي داشتند، مي‌توانستند چند دقيقه‌اي وقت گذاشته و با حضور در كنگره به عنوان عضو مؤسس حزب مشاركت، نظرات خود را ابراز كنند. مواضع امروز آقاي حاجي و دوستان ديگري كه در نظرات خود همواره اعلام مي‌كنند كه از ابتدا پيش‌بيني چنين وضعيتي را مي‌كرديم، با رفتار آن روزها فاصلة بسياري دارد. اي كاش دوستاني كه نقدي نسبت به برنامه‌ها و شعارهاي «اصلاح‌طلبان پيشرو» دارند، اين نقدها را دقيق و منصفانه اعلام كنند و از كلي‌گويي و زير سؤال بردن تلاش‌ نيروهايي كه بدون كوچكترين ادعايي بر اساس باورهاي خود، موفق به كسب بيش از 4 ميليون رأي آگاهانه شدند، بپرهيزند. برنامه‌ها و شعارهاي اصلاح‌طلبان پيشرو به گفتة اكثر كارشناسان و تحليل‌گران، شعارهايي عامه‌پسند نبود و اتفاقاً نخبگان و فرهيختگان جامعه را مورد خطاب خود قرار داده بود.

آنچه امروز ماية مباهات و افتخار حاميان آقاي معين است، طرح آن برنامه‌ها و شعارهاست، ‌هر چند برخي از آن شعارها با واقعيت‌هاي جامعة توده‌اي ايران فاصله داشته باشد كه اتفاقا سعي و تلاش آقاي دكتر معين و حاميان ايشان آگاه كردن توده‌هاي مردم به حقوق اساسي خود بود.

شعارهاي «ايران براي همة ايرانيان»، «توسعة دانايي محور»، «دولت بي‌سانسور»، «دموكراسي در خانه، ‌صلح درجهان»، «دفاع از حقوق شهروندان» و ... ، يك شبه و بداهتاً به عنوان باورها و برنامه‌هاي اصلاح‌طلبي پيشرو مطرح نشده بود، بلكه هر يك از اين شعارها حاصل كار جمعي مديران اصلاح‌طلبي بود كه طي 8 سال دورة اصلاحات متحمل بيشترين هزينه‌ها شده بودند. شايد مخالفت آقاي حاجي با بخش آموزش و پرورش برنامه‌هاي دكتر معين بوده، آنجا كه آقاي معين در گردهمايي فرهنگيان اعلام كرد: «به منظور همفكري و مشاركت معلمان عزيز در عرصة تصميم‌گيري دولت، پارلمان معلمان ايجاد خواهم كرد و وزير ‌آموزش و پرورش با همفكري با فرهنگيان انتخاب خواهد شد»، يا جايي‌كه ايشان گفتند: «وزير آموزش و پرورش، شاخص‌‌ترين وزير كابينه خواهد بود، چنانچه روزي رييس جمهور در كابينه حضور نداشته باشد، همة نگاه‌ها به سمت وزير آموزش و پرورش خواهد بود.» برنامه‌هاي آقاي معين در بخش آموزش و پرورش حتماً با عملكرد آقاي حاجي در دورة اصلاحات متفاوت بود، ‌همان طور كه پيش از آن دكتر معين تنها وزير دورة اصلاحات بود كه موفق به تغيير ساختار نظام مديريتي در وزارت علوم و تصويب و وارد كردن آن به برنامه‌ سوم توسعه شده بود. امري كه در هيچ يك از وزارتخانه‌ها اتفاق نيفتاد؛ لذا دور از ذهن نيست كه آقاي حاجي با كدام بخش از برنامه‌هاي آقاي معين موافق نبوده‌اند. همان طور كه امروز هم در بين مديران بنياد باران كه آقاي حاجي مدير عاملي آن را عهده‌دار هستند، مديراني از اين دست كمتر جايي دارند.

علاوه بر آنچه ذكر شد، اصولاً توصيه‌پذيري و كدخدامنشي در قاموس اصلاح‌طلبي پيشرو واژه‌اي تعريف نشده است. متأسفانه اين روزها بر بسياري از دوستان اين امر مشتبه شده كه با توصيه و رهنمود، شايستگي‌ها و خدمات مديران دلسوز و بي‌ادعا را نفي كرده و موجبات انفعال اين نيروها را فراهم سازند و براي تثبيت موقعيت خود آن‌ها را متهم به خارج شدن از حد اعتدال نمايند، ‌بدون ‌آن‌كه معياري براي اعتدال مورد نظر خود تعيين كرده باشند. در حالي كه اعتدال تنها نفي تندروي نيست، بلكه پرهيز از افراط و تفريط ، توأماًٌ مدنظر است. اگر تندروي و شعارهاي غيرواقعي را نفي مي‌كنيم، در جا زدن، ‌عقب‌گرد و قدر ناشناسي فرصت‌هايي كه در اختيار بوده  را هم بايد  محكوم كنيم. وانگهي به نظر مي‌رسد اصلاح‌طلبي به اين حد از بلوغ رسيده باشد كه از دورة توصيه و رهنمود و ريش‌سفيدي عبور كرده باشد و براساس مصلحت جامعه و منافع ملت، بر پايه سازوكارهاي دموكراتيك به خرد جمعي تن بدهد. لذا تصور جايگاه ارائة رهنمود و توصيه، آن هم به كساني كه سابقة مديريتي درخشانشان قابل قياس با فرد توصيه كننده نيست، چندان  وجاهتي ندارد. مقايسه عملكرد دو وزارتخانه علوم و تحقيقات وآموزش و پرورش در دورة اصلاحات بهترين گواه براي قضاوت افكار عمومي است.

سخن آخر اينكه در شرايطي كه اهميت ائتلاف و يكپارچگي اصلاح‌طلبان در انتخابات پيش‌ رو بر كسي پوشيده نيست و تلاش همة دلسوزان اصلاحات، گسترش دامنة ائتلاف و استفادة حداكثري از همة ظرفيت‌هاي اصلاح‌طلبي است، موضع‌گيري‌هايي كه موجب دلخوري و دوري اصلاح‌طلبان از يكديگر مي‌شود، شايسته نيست. آقاي حاجي بايد توجه داشته باشند كه به عنوان سخنگوي ائتلاف اصلاح‌طلبان در انتخابات شوراهاي سوم و مديرعامل بنياد باران (محلي كه مديران آقاي خاتمي گردهم آمده‌اند) سخنان ايشان در مورد يك همكار سابق و منتخب بيش از 4 ميليون نفر از جوانان، دانشجويان و فرهيختگان اين كشور ممكن است اين شائبه را به وجود آ‌ورد كه عده‌اي از دست‌اندركاران دولت اصلاحات در پي ايجاد فضايي هستند تا ارتباط آقاي خاتمي با نزديك‌ترين مديران دلسوز خود قطع شود. واقعيتي كه خواسته يا ناخواسته در انتخابات شوراهاي سوم اتفاق افتاد و عملاً اصلاح‌طلبان پيشرو نقشي در ائتلاف اصلاح‌طلبان نداشتند. نگراني امروز اصلاح‌طلبان پيشرو اين است كه قبل از آنكه توسط جناح مقابل فضا بر آنها تنگ شود، با موضع‌گيري‌هايي از اين دست، از جانب مدعيان اصلاحات، حذف و خانه‌نشين شوند. چنين مباد!

 

+ نوشته شده در  شنبه 16 تیر1386ساعت 23:20  توسط حمید سیدی  | 

شماره پنجم آيين با موضوع دموكراسي و فضاي شهري منتشر شد.براي اطلاع از مقالات  اين شماره به اينجا مراجعه كنيد. آيين را از روزنامه فروشيهاي معتبر تهيه نماييد. براي اشتراك ايين هم مي توانيد با تلفن ۸۸۸۸۰۹۸۰۲ تماس بگيريد.

 

+ نوشته شده در  دوشنبه 2 بهمن1385ساعت 19:37  توسط حمید سیدی  | 

حتمن خبر مصوبه مجلس در مورد تجمیع انتخابات رو شنیدین. با این مصوبه عمر مجلس ششم  ۲ سال بیشتر میشه. البته سخنگوی شورای نگهبان گفته که شورا مخالفت میکنه. حالا در نظر بگیرید اگر شورای نگهبان مخالفت کنه و مجلس هم بر تصمیم خودش اصرار کنه اونوقت باید مجمع تشخیص مصلحت در این مورد نظر بده. دیشب به الپر گفتم که فکر نمیکنی مجمع تشخیص با ترکیبی که داره به جای افزایش مدت مجلس هفتم کاهش مدت ریاست جمهوری نهم  رو بیشتر به مصلحت بدونه؟!!

باید کمی صبر کرد و منتظر برخوردهای  جالبتری بین اصولگراها باشیم. یادمه زمان انتخابات ریاست جمهوری نهم وقتی از دکتر معین می پرسیدن که در برابر فشارها برای تحمیل وزرا چه کار خواهی کرد میگف «میکروفون مجلس بازه و ملت هم میشنوند. بهترین کلاس دموکراسی همینه مردم هم قضاوت کنندگان عادلی هستند.»

وضعیت امروز مجلس و دولت با مدل مطلوب دکتر معین (و البته ما) اصلا قابل مقایسه نیست.به قول خود دکتر فاصله باغ فین تا باغ مظفره. اما همینم که رقیب کم کم داره رفتار دموکراتیک بروز میده و برا صندوق رای اعتبار قائله آدمو امیدوار میکنه . از حالا به بعد باید به فکر صیانت و نگهبانی از این صندوق بود.

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 28 دی1385ساعت 13:53  توسط حمید سیدی  | 

در اين روزها كه دكتر معين عزيز سكوتي نه از سر رضايت اختيار كرده،‌ نشستن پاي صحبت‌ ها و درد‌ دلهايش فرصت مغتنمي است كه نصيب من شده. حتمن آخرين مطلب وبلاگ ايشون رو باعنوان از "باغ فين" تا "باغ مظفر" خوندين. ديروز در مورد اين مطلب  پيشنهاد هايي به دكتر دادم كه قبل از اينكه كلامم منعقد بشه گفتن :«چرا در اين اتاق در بسته حرفهايت را ميزني؟ در وبلاگم نظراتت را بنويس تا ديگران هم مطلع شوند».  من هم كه از تنبلي وبلاگ خودم رو به روز نميكنم، با خودم گفتم:« بيكاري پيشنهاد ميدي؟ حالا كي حوصله داره بنويسه؟» اما مگه چاره اي جز نوشتن داشتم؟ به قول دكتر خانيكي:«تو به اين خاطر خدا رو مي پرستي كه دكتر معين رو آفريده !!!» به هر حال چند خطي نوشتم و تصميم گرفتم اونو تو وبلاگ خودمم بذارم تا با يه تير دو نشون زده باشم. هم وبلاگم به روز بشه هم به حرف  دكتر معين  گوش كرده باشم.اين هم متن نظرم به دكتر معين:

 

جناب آقاي دكتر معين

با سلام؛امروز كه خدمتتان بودم و پيشنهادهايي در مورد مطلب آخرتان داشتم، بنده را به نوشتن اين پيشنهادها در قسمت نظرات دعوت نموديد. من هم كه چاره‌ اي جز اطاعت ندارم. (به قول آقاي خانيكي خدا رو  به خاطر آفرينش شما مي پرستم!!!)  اما پيشنهاد مشخصم اين بود كه در كنار واقعيتها و آفت‌ هايي كه در عملكرد ما ظهور و بروز دارد به فضايل اخلاقي و نكات مثبتي كه احياناً (خداي ناكرده!!) وجود دارد اشاره نماييد. البته با شما موافقم كه فضيلتي كه بشود از آن نام برد در رفتار غالب ما وجود ندارد.

دي شيخ با چراغ همي گشت گرد شهر                       كز ديو و دد ملولم و انسانم آرزوست

گفتند يافت مي‌ نشود جسته‌ ايم ما                                گفت آنچه يافت مي‌ نشود آنم آرزوست

اما اين دليل نمي شود شما به عنوان معلم اخلاق در كنار ضعف ها و كاستي ها به قوت‌ ها اشاره ننماييد. اميدوارم در مطالب آينده به فضايلي كه بايد تلاش كنيم در رفتار و عملكردمان نهادينه شود و يا راههايي كه موجب كاهش آفات شود بپردازيد.

در مورد نظر شماره 5  هم كه دوستي همنام خودتان نوشته‌ اند، بايد بگويم عليرغم همنامي با شما ، ظاهراً همراهي و همدلي با مرام و منش شما ندارند. ادبيات اين دوست عزيز، ادبيات اصلاح طلبانه (به معناي واقعي كلمه) نيست. ما از شما آموخته ايم كه با همه حتي دشمنان و مخالفانمان با زبان علم و منطق صحبت كنيم. هر چند عملكرد دولت نهم موجب سطحي نگري،عوامگرايي و تنزل فرهنگ عمومي جامعه شده، اما بايد به اين دوست عزيز متذكر شد كه اصلاح طلبي واقعي اصولي دارد كه نبايد از آنها عدول كرد. تفاوت اصلاح طلبي واقعي با اصلاح طلبي قلابي پايبندي به همين اصول است.

با سپاس مجدد از دعوتتان به اين فضاي مجازي اين چند بيت را كه به نظرم به حال و هواي اين ايام من و شما نزديك است تقديم مي‌كنم:

منم كه شهره شهرم به عشق ورزيدن              منم كه ديده نيالوده ام به بد ديدن

وفا كنيم و ملامت كشيم و خوش باشيم            كه در طريقت ما كافريست رنجيدن

به پير ميكده گفتم كه چيست راه نجات            بخواست جام مي و گفت عيب پوشيدن...

عنان به ميكده خواهيم تافت زين مجلس           كه وعظ بي عملان واجبست نشنيدن...

مبوس جز لب ساقي و جام مي حافظ              كه دست زهد فروشان خطاست بوسيدن 

                                                                                                             يا حق  س.ح.س   

+ نوشته شده در  سه شنبه 26 دی1385ساعت 15:18  توسط حمید سیدی  | 

حالا كه يخ من در حال آب شدنه و ميخوام فعال بشم، هوا يخ كرده.انگار گرم كردن تنور  اين انتخابات خيلي سخت تر از اون چيزيه كه فكرشو مي كردم. ولي چاره چيه ؟ بايد يخا رو آب كرد.همونجوري كه يخ به سان رود در حال آب شدنه.

آقا شهاب هم وبلاگ نويس شد.در مورد شهاب روزهاي آينده خواهم نوشت . فعلن همينو داشته باشين كه سيد شهاب الدين طباطبايي كانديداي جوانان اصلاح طلب در انتخابات شوراي شهره.

+ نوشته شده در  یکشنبه 12 آذر1385ساعت 11:40  توسط حمید سیدی  | 

نشست وبلاگ نویسان با نامزد های اصلاح طلب شوراها

دیدار و نشست پرسش و پاسخ با چند تن از نامزد های ائتلاف اصلاح طلبان برگزار می شود.

نامزدهاي حاضر در اين جلسه:

-۱ محمدعلي نجفي، وزير اسبق آموزش و پرورش و معاون رييس‌‏جمهور سابق

معصومه ابتكار، رييس سابق سازمان حفاظت از محيط زيست

احمد مسجدجامعي، وزيرسابق فرهنگ و ارشاد اسلامي

-۴ اعظم نوري، شهردار اسبق منطقه 7 تهران

-۵ پيروز حناچي، معاون وزير سابق مسكن

شهاب الدين طباطبايي - فعال در امور سازمان‌هاي غيردولتي

زمان : چهارشنبه 15 آذر از ساعت 17 تا 19

محل : هتل درسا واقع در خیابان انقلاب – بين ايرانشهر و شريعتي – نبش خيابان شهيد موسوي(فرصت) – تالار اجتماعات هتل درسا

جلسه نيز به مانند دفعات گذشته به صورت تريبون آزاد خواهد بود.

+ نوشته شده در  شنبه 11 آذر1385ساعت 10:41  توسط حمید سیدی  | 

همراه شو عزيز

تنها نمان به درد

كاين درد مشترك

هرگز جدا ،جدا

درمان نمي شود.

هنوز نسيم مي وزد ...

+ نوشته شده در  یکشنبه 21 آبان1385ساعت 10:12  توسط حمید سیدی  | 

 بدون شك هفته منتهي به جمعة 27 خرداد 84 براي فعالان ستاد انتخاباتي دكتر مصطفي معين،‌ خاطره‌انگيزترين لحظاتي بود كه شايد تا آخر عمر ديگر شاهد تكرارش نباشيم.  هر چقدر فضاي انتخابات در طول ماه‌هاي پاياني سال 83 و 2 ماه اول سال 84 سرد و بي‌روح بود، در هفته‌هاي پايان خرداد  از گرماي خاصي برخوردار شد كه هر لحظه ما را به موفقيت اميدوارتر مي‌كرد. گفتني ونوشتني از آن ايام بسيار است. اخيراً فرصتي دست داد تا بخشي از خاطرات و وقايع آن ايام را بنويسم كه اميدوارم با كمك دوستان و بزرگان مجموعه‌اي خواندني و ماندگار شود.

 در اين مطلب كوتاه قصد  پرداختن به مشكلات عديده‌اي كه گريبانگير ستاد انتخاباتي اصلاح‌طلبان پيشرو بود ندارم كه دوستان ديگر در مطالبي كه يكي دو روز گذشته نوشته‌اند تا حدي به آن پرداخته‌اند. فقط به منظور يادآوري نقش آفريني جوانان پاكي كه با تلاش صادقانه خودشان شور و شوقي وصف ناپذير در روزهاي آخر تبليغات به پاكردند و ياريگر مردي بودند كه صداقت، صراحت، صلابت و صبوري سرلوحه كارش بود و براي اينكه هرگز از تلاشها و فعاليت‌هاي آن ايام پشيمان و دلسرد نشوند و به اهميت كار بزرگي كه انجام دادند پي ببرند به اختصار مواردي را ذكر مي‌كنم تا آنها كه امروز ناجوانمردانه عملكرد اصلاح‌طلبان پيشرو در آن ايام را زير سوال مي‌برند، ‌چشم خود را به روي واقعيات باز كنند و نيمه پر ليوان را هم ببینند.  

1- بر خلاف آنچه گفته مي‌شود در شهرستان‌هاي كوچك عموماً مردم براي هركانديدايي تجمع مي‌كردند و از روي كنجكاوي به استقبال مي‌آمدند فضاي استقبال از ما در شهرهاي كوچك كاملاً آگاهانه بود و كساني كه به استقبال آمده بودند از ديدگاه‌ها و شعارهاي كانديداي اصلاح‌طلبان پيشرو مطلع بودند. اتفاقاً اين جمعيت از دكتر معين مي‌خواستند در پيشبرد شعارهايش كه منحصر به فرد بود و كمترين اشتراک را  با شعارهاي ساير كانديداها داشت، مقاوم باشد و تا آخر ايستادگي كند. استقبال در شهرهاي بزرگ هم كه جاي خود را داشت. اگر خودم در ديدار دكتر معين با آيت الله طاهري در اصفهان حاضر نبودم و اين جملات را با گوش‌هاي خود نمي‌شنيدم، ‌هرگز بيان نمي‌كردم. در حضور آيت الله طاهري يكي ازمعتمدين ايشان به صراحت گفت استقبال از دكتر معين در شهر، ما را به ياد استقبال بي نظير مردم اصفهان از آقاي خاتمي در سال 76 انداخت. در اراك از فيلمبردار و خبرنگار صدا و سيما كه اتفاقاً از همنشيني با ما به گفته خودشان منحرف شده بودند پس از مراسم پرسيدم جمعيت را چقدرتخمين زديد؟ گفتند: چنين جمعيتي را فقط وقتي رهبری نماز جمعه اقامه مي‌كنند ديده‌ايم. در نيشابور اگر نيروي انتظامي كمكمان نمي‌كرد زير دست و پاي  ده‌ها هزار نفر له مي‌شديم. با آنكه با 6 ساعت تأخير به مشهد رسيديم، جمعيت انبوهي در خيابان دانشگاه مشهد منتظر ورود اتوبوس "ايران براي همة ايرانيان" بود. در مسير مشهد كه بوديم، مهندس كاشفي  با تلفن همراهم تماس گرفت و خواست تا دكتر معين با مردمي كه ساعت‌ها منتظرش بودند از طريق تلفن صحبت كند. فضاي روزهاي آخر تبليغات در شهرهاي ديگر هم  كه اعضاي ستاد به سخنراني مي‌پرداختند،كما بيش چنين بود.

2- از روزهاي اول آغاز به كار ستاد، دكتر شكوري همواره تأكيد مي‌كرد كه اگر بتوانيم يك میتینگ 30 هزارنفره در تهران برگزار كنيم، ‌موفقيت در انتخابات تضمين خواهد شد و ديديم كه با تلاش موثر جوانان ستاد نسيم و البته ديگر گروههاي حامي چه تجمع غرورآفريني برگزار شد.

3- سفراي كشورهاي عضو اتحادية اروپا چند روز قبل از برگزاري انتخابات، با پيگيري هاي فراوان مصرانه خواستار ديدار با دكتر معين بودند كه پس از هماهنگي، به اتفاق به ديدار دكتر معين آمدند و از آراء و نظرات وي در عرصة داخلي و خارجي از نزديك مطلع شدند، چنين ديداري با هيچ يك از كانديداها صورت نگرفته بود.

 نكاتي از اين دست  بسيار است كه همه حكايت از تغيير فضاي سرد انتخابات وپیشتازی اصلاح طلبان پیشرو داشت.

اگر فعاليت‌ها و تكاپوي فعالان ستاد انتخابات نبود، مواردي كه ذكر كردم اتفاق نمي‌افتاد. اصلاً به نظر من ايجاد همين فضاها هم يك موفقيت بزرگ براي ما با آن بضاعت اندك بود. پس نبايد خودمان را دست كم بگيريم و فكر كنيم كه تلاش‌هايمان بيهوده بوده است. تجربه‌هاي حاصل از شكست در انتخابات نهم، سرمايه‌اي است كه شايد با پيروزي در انتخابات هيچ وقت به آن دست نمي‌يافتيم. مهم اين است كه اين تجربه‌ها را چرغ راه آينده كنيم. و اميدوارانه در انتظار فردا باشيم.  فردايي كه به دست خودمان ساخته خواهد شد.

همین جا  لازم مي‌دانم ياد شهيد "سعيد نيرو" كه از فعالان ستاد انتخاباتي بوشهر بود و در جريان انتخابات قرباني كج فهمي و تحجراقتدار گرایان  شد گرامي بدارم.

باري اگر روزي كسي از من بپرسد

چندي كه در روي زمين بودي چه كردي؟

من مي‌گشايم پيش رويش دفترم را

گريان و خندان برمي‌افرازم سرم را

آنگاه مي‌گويم كه بذري نوفشانده ست

تا بشكفد تا بردهد بسيار ماندست ...  

+ نوشته شده در  دوشنبه 29 خرداد1385ساعت 16:41  توسط حمید سیدی  | 

(1)

 

امروز دوم خرداد 76 است و من جوان 18 ساله‌اي هستم كه در سال چهارم دبيرستان مشغول امتحانات  نهايي است. فردا امتحان دارم، ‌سرم مشغول درس است. اما ظاهراً امروز امتحان ديگري هم دارم. امتحان دموكراسي. شناسنامه‌ام را بر مي دارم و به خانة مادربزرگ و پدربزرگم مي‌روم تا آنها را هم به مسجد محل براي شركت در انتخابات ببرم. بعدازظهر بهاري و هوايي دلچسب. به كوچه مسجد كه مي‌رسيم با تعجب مي‌ايستم، اين همه جمعيت براي رأي دادن آمده؟!

 امروز دوم خرداد 76 است و من مي آموزم كه غير از نان و كوپن و اتوبوس، براي استقلال، آزادي و پيشرفت هم مي‌شود صف كشيد.

 

(2)

امروز دوم خرداد 77 است و من دانشجوي سال اول رشته معماري در شهر مشهد. شب هنگام از صفحه تلويزيون مراسم اولین سالگرد دوم خرداد و شور و اشتياق هزاران جوان مثل خودم را نظاره‌گرم. با ديدن اين صحنه ها، احساس غرور مي‌كنم و به فردا اميدوار مي شود. اميدي كه چندان نخواهد پاييد.

 

(3)

امروز دوم خرداد 80 است و من با تمام دلخوري‌ها و ناكامي‌هاي سالهاي گذشته خوشحالم. خوشحال از اينكه سيد محمد خاتمي ديگر بار در صحنه رقابت حاضر شده و با او راه پر فرازونشيب اصلاحات را طي خواهيم كرد.راهي كه از فرجامش بي خبريم.

 

(4)

امروز دوم خرداد 84 است و من خسته و ناراحت در گوشه‌اي از نمازخانة دفتر انتخابات دكتر معين نشسته‌ام. شب قبل حدود ساعت 9 از منزل تماس گرفتند و گفتند همين چند دقيقه پيش اعلام شده كه دكتر صلاحيتش تأييد نشده. اول جدي نگرفتم ولي وقتي چند دقيقه بعد با چشمهاي خودم خبر را از تلويزيون ديدم، دريافتم كه ارادة مخالفان اصلاحات خيلي قويتر از آن است كه فكر مي‌كردم. در شب دوم خرداد كانديداي دوم خرداد را رد صلاحيت مي‌كنند. دكتر معين با برادران پايا جلسه داشت. جلسه تمام شد و دكترمعين در حال خروج از اتاق بود كه جلو رفتم و خبر را گفتم.آقا رضای خاتمي هم آمد و به‌ طنز با دكتر خداحافظي كرد و گفت كارما تمام شد خداحافظ! دكترمعين لبخند مي‌زند و آمادة نماز مي‌شود. خبرنگاراني كه در ستاد حضور دارند از دكتر مي‌خواهند كه صحبت كند. دكتر فقط يك جمله مي‌گويد: انشاءالله خير است .

امروز دوم خرداد 84 است و من خسته و ناراحت برنامه‌هاي ملاقات ها را مرور مي‌كنم و با دكتر براي لغو ديدارها صلاح و مشورت مي‌كنم. دكتر قرارهاي انتخاباتي بعدازظهر را لغو مي‌كند و ما به كلينيك اطلاع مي‌دهيم كه بعدازظهر بيمار بپذيريد دكتر در كلينيك به مداواي كودكان خواهد پرادخت.

امروز دوم خرداد 84 است و من ديگر حوصلة جواب دادن به تلفن‌هاي تكراري را ندارم . خبرنگاران مي پرسند دكتر الان كجاست و من پاسخ مي دهم در كلينيك مشغول طبابت.

دكترخانيكي، غم را در چهره‌ام مي‌بيند. دستي روي شانه‌ام مي‌گذارد و به من دلداري مي‌دهد با زبان طنز مي‌گويد: ناراحت نباش: اين انتخابات خيلي دستاورد داشت. هيمن كه بعد از سالها آرمين و نوورزي و امين‌زاده فهميدند چيزي به نام لبخند هم وجود دارد، يك دستاورد است. اين كه دكتر معين يادگرفت ريشهايش را آنكاردكند، يك دستاورد است. اين كه دكتر معين فهميد كت و شلوار فقط رنگ خاكستري نيست يك دستاورد است و اين كه صنعت وبلاگ‌سازي و وبلاگ‌نويسي در اين ايام توسعه پيدا كرد يك دستاورد است. مي‌خندم و در پاسخ مي‌گويم: انشاءالله گام بعدي اصلاحات، آنكاردكردن ريش شما !

امروز دوم خرداد 84 است و من خسته و ناراحت در نمازخانة دفتر انتخاباتي دكتر معين دراز كشيده‌ام. تاجزاده كمي آنسوتر مشغول نوشتن مطلبي است. كم‌كم به غروب دوم خرداد نزديك مي شويم. ناگهان صداي داد و فرياد بچه هاي ستاد سكوتمان را مي شكند. از اتاق بيرون مي‌آيم.

 بچه‌هاي ستاد مثل دانه‌هاي اسفند بالا و پايين مي‌پرند و با شور و حرارت خبر تجديد نظر در صلاحيت ها  را مي دهند. به دكتر زنگ مي زنم و خبر را مي‌گويم. دكتر باز هم مي‌گويد:  انشاءالله خير است" حالاديگر همه در ستاد با صداي بلند مشغول بحث و جدل‌اند. يكي مي‌گويد حكم حكومتي است، ‌ديگري مي گويد نبايد بپذيرد. كيفم وكتابم را برمي‌دارم و از ستاد خارج مي‌شوم. هنگام خروج خبرنگاري كه نميدانم از كدام خبرگزاري است مي گويد بازگشتتان  به دامان ولايت را تبريك مي‌گويم!!...

 

(5)

امروز دوم خرداد 85 است و من در دفتر نشرية آيين مشغول مرور مطالب شمارة بعدي مجله هستم. با خود مي‌انديشم كه آيا دوم خرداد به تاريخ پيوسته و عمر اصلاحات پايان يافته؟ چشمم به سرمقالة روزنامه شرق مي‌افتد و تصوير برادر عزيزم" كريم ارغنده پور" كه نوشته " دوم خرداد نمي‌ميرد" ياد روزنامه سلام سوم خرداد 76 مي افتم كه براي اولين بار رنگي چاپ شده بود. راستي امروز باران باريد خاتمي چند روز پيش گفته بود دوم خرداد امسال زير باران  خواهم بود .

امروز دوم خرداد است.

+ نوشته شده در  سه شنبه 2 خرداد1385ساعت 14:3  توسط حمید سیدی  | 

چند شب پیش تو اخبار خبر حمله پلیس فرانسه به دانشگاه رو چنان با آب و تاب منعکس میکردن و این عمل رو محکوم میکردن که انگار نه انگار چند سال قبل مشابه همین کار در کوی دانشگاه اتفاق افتاد اما آقایون، دانشجو ها و مسئولین وزارت علوم رو مقصر می دونستن.(خاطرات ناطق نوری از واقعه کوی دانشگاه  شاهدی بر این مدعاست) بعد از دیدن این خبر و مقایسه اون با اطلاع رسانی رسانه ملی در ایام ۱۸ تیر ۷۸ بیشتر دلم برای دکتر معین سوخت. به خصوص که اینروزا مشمول مهرورزی هم شده و تیم همراهش ازش جدا شدن.هر چند خودش خوشحاله که عملا وارد عرصه عمومی شده و بعد از سالها از بعضی قید و بندها و تشریفات آزاد شده.   
+ نوشته شده در  جمعه 26 اسفند1384ساعت 11:52  توسط حمید سیدی  |