تبليغاتX
به سان رود ...
یادداشتهای گاه به گاه حمید سیدی
یک هفته ای میشه که  مطلب جدیدی ننوشتم . علتش هم گرفتاری بود که دوست قدیمی و عزیزم علی

آقای تاجرنیا به سرم آورد . بر گزاری یه سمینار تخصصی اونهم ۴ روز پشت سر هم . آخه یکی نیس به

من بگه تو ی آرشیتکت رو چه ربطی به دندانپزشکی. اما جاتون خالی چنان آبرومندانه برگزار شد که چند

تا  ازخانومها و آقایون پزشکها شماره میگرفتن برای برگزاری سمیناراشون. به قول یکی از بچه ها

انتخابات اگه برا ما هیچی نداشت اما تو برگزاری همایش و کنگره حسابی اوستامون کرد.یادمه وقتی

میخواستیم اولین نشست انتخاباتی دکتر معین رو برگزار کنیم ۲ هفته مشغول بودیم. اما همایش

سپاس رو اوایل همین ماه ۳ روزه همه کارش رو انجام دادیم.

تو این چند روز که نتونستم مطلب بنویسم خبر های مهمی رخ داد.

تجمع مقابل دانشگاه تهران ،دیدار خبر نگاران با آقای خاتمی ،وخیم شدن حال اکبر گنجی و ...

۲ مورد اول رو  نسرین وزیری و مریم آریایی تو وبلاگشون آوردن که پیشنهاد میکنم حتما بخونین. راجع به گنجی هم حتما فردا مفصلا مینویسم. به خصوص که دوستانی بهم پیام دادن و نظر دکتر معین  رو  در مورد گنجی جویاشدن. تا فردا خدا نگهدار.

+ نوشته شده در  دوشنبه 27 تیر1384ساعت 21:35  توسط حمید سیدی  | 

بعد مدتها فرصتی شده تا اتاقمو مرتب کنم. آخرین بار که اتاقمو جم و جور کردم. اوایل اردیبهشت بود. از اون به بعد اینقدر کارهای ستاد فشرده و وقتگیر بود که به هیچ کار دیگه ای نرسیدم.اما خیلی شیرین بود.امروز خاطرات ۲ ماه گذشته برام مرور شد . عکسهای جور وا جور تو شهرای مختلف.فیلمای ضبط شده و پخش نشده . مصاحبه های جذاب . ثبت نام و رد صلاحیتو تاییدو باز گشت .با خودم گفتم کاش همونجا تمومش میکردیم و دکتر نمی اومد.یادم افتاد همونروزا  به دکتر گفتم  میگن اگه نیاین قهرمان میشین. دکتر گفت: "ما میگیم دوره قهرمان سالری تموم شده اونوقت حرف خودمونو زیر پا بذاریم و ادای قهرمانا رو درآریم. بعدم ما مدیون مردمی هستیم که با حضور ما امیدوار شدن."

خلاصه کلام اینکه روزای خاطره انگیز این انتخابات خیلی شیرینتر از دوره های قبلی بود.

ایام خوش آن بود که با دوست به سر شد

باقی همه بی حاصلی و بی خبری بود

+ نوشته شده در  جمعه 17 تیر1384ساعت 23:46  توسط حمید سیدی  | 

دیروز صبح اعضای ستاد اصفهان اومده بودن دیدن دکتر معین.آقای نیک نداف که رئیس ستاد اصفهان بود ،گزارشی از فعالیتها ارائه داد و چند نفر هم از ستاد های فرعی مثل یاران دبستانی و... صحبتهایی کردند.دکتر در طول دیدار چند بار به طنز به میزان رایش تو زادگاهش اشاره کرد.

چیزی که خیلی مورد سوال بود،تشکیل و نحوه کار جبهه دموکراسی و حقوق بشر بود.دکتر تاکید کرد که این جبهه یه شعار تبلیغاتی نبوده.برای شروع به کار هم احزاب باید فعال بشن و زودتر نمایندشونو معرفی کنن.

احتمالا از این به بعد تو همه دیدار ها و ملاقاتها این سوال بار ها وبار ها پر سیده شه.

یادمه تو دیدار با اعضای ستاد شرق تهران هم دکتر در جواب به همین سوال از بچه های مشارکت میخواست که زود تر اعلام نظر کنن.مهندس خدایاری در گوشم گفت به دکتر بگو برا مشارکت ، فشار از پایین شاید جواب بده ولی برا سازمان(مجاهدین) حتما چانه زنی در بالا لازمه.من هم با نظر ایشون موافقم نظر شما چیه؟

+ نوشته شده در  پنجشنبه 16 تیر1384ساعت 19:39  توسط حمید سیدی  | 

ديروز بعد از ظهر موسسة مطالعات دين و اقتصاد مراسم ياد بودي براي مرحوم عالي نسب گرفته بود . جلسة خيلي خوبي بود . يک مراسم ختم که کاملاً مثل يک کلاس درس بود . ابعاد مختلف شخصيتي اين  مرد بزرگ از زبان فرهيختگان و بزرگان، خالق لحظات زيبايي بود . به گفتة حضرت حافظ :   

                                    يک قصـه بيش نيست غـم عشق ويـن عجب

                                     کـز هـر زبان کـه مي شنوي نا مکـرر است

دکتر معين هم به عنوان يکي از سخنرانان مراسم ، صحبت هاي کوتاهي داشت . سابقة آشنايي دکتر معين با مرحوم عالي نسب به سال 70 و آغاز تشکيل هيئت امناي دانشگاههاي کشور بر مي گرده ، که مرحوم عالي نسب در آن ايام عضو هيئت امناي دانشگاههاي مناطق شمال غرب کشور بود ، دوستي دکتر معين با آنمرحوم بعد از کنار رفتن دکتر از وزارت هم ادامه پيدا کرد . بخش هايي  از صحبت هاي دکتر معين در مراسم ديروز :

 « دو ويژگي بارز شخصيتي مرحوم عالي نسب يکي خداترسي و خشوع و ديگري احسان و نيکو کاري که نشان از تقواي الهيه در تجهيز بخش آسم و آلرژي مرکز طبي کودکان ، دست ايشان بسيار پر برکت بود . هم از مجموعة تجارب ارزشمندي که در طول دهها سال بدست آمده بود به خوبي استفاده مي کرد و هم به نظريات جديد جهاني احاطه داشت و به روز بود . همان چيزي که امروز در مجامع جهاني مطرح است که کشور ها از علوم و فناوريهاي بومي خود بيش از گذشته استفاده کنند. در يک جمله وي هنرمند خودساخته در عرصة اشتغال و توليد بود . شناساندن چهره هايي نظير مرحوم عالي نسب که به حق الگوهاي جذاب فرهنگي هستند مي تواند هم فرهنگ ساز باشد و هم به اصلاح فرهنگ منجر شود. اصلاح فرهنگ با صدور بخشنامه صورت نمي گيرد . »

امروز صبح وقتي با دکتر معين در مورد مراسم ديشب صحبت مي کرديم ، دکتر مي گفت متأسفانه فرهنگ ما فرهنگ مرده پرستي است و افراد تا وقتي زنده هستند ، قدرشان را نمي دانيم .

 ياد شعري افتادم که يکي از دوستان چند سال قبل برام با خط قشنگي نوشته بود :

درحيرتم از مرام اين مردم پست           اين طايفه زنده کش مرده پرست

                                      تا هست به ذلت بکُشندش هرروز             تا رفت بلندش بکنند برسر دست

يا به قول مرحوم شهريار:

تا زنده ام رفيق نداني که کيستم          روزي سراغ وقت من آيي که نيستم

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 15 تیر1384ساعت 17:37  توسط حمید سیدی  | 

        

در خبرها از قول خانم دکتر کولايي نقل شده بود که « از عضويت دکتر معين در جبهه مشارکت استقبال مي کنيم .»

از صبح تماسهاي زيادي داشتم که راجع به اين خبر از من مي پرسيدن . راستش تا حالا از دکتر راجع به عضويت در مشارکت حرفي نشنيده بودم . بعد از نماز ظهر رفتم پيش دکتر. لابلاي حرفها راجع به خبر عضويت در مشارکت سؤال کردم . جالبه! با دکتر هم راجع به اين موضوع زياد تماس گرفته بودن . دکتر که از خبر تعجب کرده بود ،  پرسيد : « اين را خود خانم کولايي گفتن يا خبرنگار سؤال کرده؟ » چون خبرنگاراي (جسارتاً شيطون ) ايسنا رو مي شناسم ، حدسم اين بود که خبرنگار ايسنا پرسيده باشد! ( ولي نمي دونستم کدومشون ) گفتم:« احتمالاً خبرنگار پرسيده.آقاي دکتر چرا اون موقع که مشارکت مي خواست شکل بگيره شما عضو هئيت مؤسس نشديد ؟ و حالا برنامه تون چيه ؟» دکتر گفت :« اون زمان با اينکه کامل در جريان تشکيل حزب بودم ، به جمع بندي نرسيدم که عضو هئيت مؤسس بشم . الان هم با اينکه معتقدم کشور بايد حزبي اداره بشه و احزاب قوي داشته باشيم ، دليل موجهي براي عضويت در مشارکت نمي بينم . هر چند در همين دورة انتخابات رياست جمهوري ، اگر مشارکت نبود و دعوت اونا نبود ، من نامزد نمي شدم ». بعد هم ادامه داد:«به  نظرم کسي که حزب تشکيل ميده بايد شب و روز وقت بذاره . لااقل هفته اي به 2 استان سفر کنه . کار تشکيلاتي انجام بده . بانک اطلاعاتي از اعضاء داشته باشه . مرتب باهاشون در ارتباط باشه . که متاسفانه هيچ کدوم از حزبها اين برنامه ها را ندارن. ولي بودنشان در عين حال بهتر از اينه که اصلاً وجود نداشته باشن» ..

از دکتر خداحافظي کردم . حدس مي زدم سؤال کار کي باشه ؟ باهاش تماس گرفتم . کار خودش بود . «مريم آريايي » خبرنگار خوب ايسنا. گفتم چي شد که اين سؤالو از خانم دکتر کولايي پرسيدي ؟ گفت چون حزب مشارکت از دکتر معين براي کانديداتوري دعوت کرده بود و اينقدر قبولش دارن که نامزد رياست جمهوريش مي کنن ،ميخواستم بدونم ازش براي همکاري و عضويت در حزب دعوت مي کنن يا نه ؟

خدا وکيلي از حرفايي که زد به اين نتيجه رسيدم که قصد شيطنت نداشته ، شايد هم سرم کلاه گذاشته ؟ نظر شما چيه ؟

+ نوشته شده در  سه شنبه 14 تیر1384ساعت 17:37  توسط حمید سیدی  | 

يکي از ويژگيهاي دکتر معين که کمتر تو اصلاح طلبها ديده مي شه ، حفظ ارتباط و قدرداني از افراديه که به نوعي لطفهايي نسبت به ايشون داشتن. در ايام انتخابات هم  با اينکه اين اظهار لطف ها و همکاريها زياد بوده ،دکتر چيزي رو از قلم نينداخته. مثلاً ديروز خانم ميرزايي (دبير کميسيون زنان مشارکت ) ، با خوشحالي به من مي گفت که دکتر معين بهش زنگ زده و از sms اي که خانم ميرزايي براش فرستاده تشکر کرده . يا تو سفرها اگه جووني مطلبي يا پيرمردي شعري مي خوند ، دکتر به من مي گفت اسمشو بپرس ، شماره تماسشو بگير . بعد که مي اومديم تهران ، دکتر باهاشون تماس مي گرفت ، خيلي صميمانه ازشون تشکر مي کرد . اين روزها که انتخابات تموم شده و کساني که روزي صد بار با آدم تماس مي گرفتن و تحويلمون مي گرفتن ، سراغي ازمون نمي گيرن ، دکتر معين با خيلي از اعضاي ستاد تماس مي گيره ، خسته نباشيد مي گه و براشون آرزوي توفيق مي کنه .

اين مقدماتو گفتم که به يکي از اين تماسها اشاره کنم . ديروز ظهر دکتر تماسي با آقاي حجاريان گرفت تا جوياي حالش بشه. حتماً همة شما فيلم انتخاباتي دکتر معين با حجاريان رو ديدين. حجاريان با شرايط سخت جسماني که داشت ، خيلي براي ضبط اين فيلم به زحمت افتاد . دکتر معين در حين صحبت با حجاريان بهش گفت که بالاخره حافظة تاريخي شما کمک کرد تا صاحب اين عکس ماجراي تسخير لانة جاسوسي شناسايي شه .

مي دونيد که چند روزيه رسانه هاي خارجي با چاپ اين عکس به حضور احمدي نژاد در ماجراي گروگانگيري پرداختن . حجاريان هم در يک مصاحبه ضمن شناسايي افراديکه در عکس هستن ، دخالت احمدي نژاد رو تکذيب کرده . نکتة قابل توجه حافظة بسيار قوي حجاريانه . چون اين عکس رو دکتر ميردامادي هم ديده بود ، ولي اسم اون شخص مورد نظر يادش نمي اومد. ولي مي گن حجاريان به محض ديدن عکس هم طرف رو شناخته ، هم بيوگرافي و سرانجامشو تعريف کرده . براي من که يادم نمي آد ديشب شام چي خوردم خيلي جالبه!

خلاصه حافظة تاريخي حجاريان به کمک احمدي نژاد اومده ، امروز هم تو خيلي روزنامه ها مصاحبة حجاريان کارشده حتي تو کيهان . احتمالاً اين اولين کمک اصلاح طلبان پيشرو به دولت احمدي نژاده .

البته فکر مي کنم کمک ها از اين حد فراتر نره . نظر شما چيه ؟

+ نوشته شده در  دوشنبه 13 تیر1384ساعت 17:56  توسط حمید سیدی  | 

ديشب حاميان دکتر معين در شرق تهران براي قدرداني از فعالان ستادهاي خود مراسمي تدارک ديده بودند و از من هم خواسته بودند تا دکتر معين در مراسم حضور داشته باشد . خوشبختانه دکتر هم پذيرفته بود . قرار بود ساعت ۹ اونجا باشيم . دکتر دقيقاً سر ساعت اومد . اين نکتة قابل توجهيه. چون معمـولاً در ايام انتخابات به علت فشردگي برنامه ها ، با تأخير سر قرار ها مي رسيديم . مراسم را خيلي جدي گرفته بودند . در طول مراسم چند تن از سخنرانان شعر « به سان رود » را خواندند . به دکتر گفتم از وبلاگ من ورداشتن . دکتر خنديد و گفت اتفاقاً مي خواستم بهت همينو بگم . شعري که دکتر معين بعد از انتخابات تو وبلاگش گذاشته بود را هم خوندن . يکي از اشعار مرحوم مجتبي کاشاني که با دکتر معين خيلي مأنوس بوده، به خصوص در اواخر عمرش .دکتر معين در خيلي از صحبت ها و پيامهاش از اشعار مرحوم مجتبي کاشاني استفاده مي کنه .در مورد 5 صاد معروف دکتر معين هم مرحوم کاشاني نظري داشته که بعداً اگر فرصت شد مي نويسم . صحبت هاي دکتر معين هم خيلي جالب بود . با يک ديد کاملاً علمي به انتخابات نهم که فکر مي کنم امروز « ايسنا» به صورت کامل کار کنه . آقاي کميجاني ،مسئول ستاد شرق تهران ، واقعاً آدم فعاليه . يادمه هفتة پيش ، وقتي دکتر معين تقديرنامه ها رو امضاء مي کرد به اسم کميجاني که رسيد گفت : خيلي نيروي فعاليه.

 در مراسم ها يي که بعد از انتخابات برگزار شده ، اميد به آينده موج مي زنه . در کل مراسم خوبي بود . همة سخنرانها در صحبت هاشون ، از دکتر درخواست ادامه راه داشتن . بعضي ها هم از دکتر درخواست برگشت به صحنه داشتن ، با خودم گفتم دکتر صحنه رو ترک نکرده که بخواد برگرده . وقتي از مراسم خارج شدم ، تاکسي گرفتم . راننده اش يه پسر جوون بود ، يه نوار گذاشته بود ، که مي خوند : «کاشـکي  بيـاي  آشتي کنون ، کاشـکي  نشي نامهربون، من بي قرارم ، ......  » ياد  مراسم و تقاضاي سخنرانان از دکتر معين افتادم که جملگي ، برگشت دکتر معين رو مي خواستن . نکتة آخر و خيلي مثبت مراسم ديشب هم اين بود ، که شام چلوکباب کوبيده نبود . اينو به اين خاطر مي گم که تو يکي از سفرهاي انتخاباتي ۲ روز اول سفر، پشت سرهم بهمون کوبيده دادن ، اونهم با چه کيفيتي ،خدا نصيب هيچکس نکنه . طوري شده بود که اسم کوبيده مي اومد ، همه حالشون خراب مي شد . از مراسم ديشب آقاي شمس عکسهايي گرفته که فردا تو وبلاگ مي گذارم .

فعلاً خداحافظ

+ نوشته شده در  یکشنبه 12 تیر1384ساعت 17:6  توسط حمید سیدی  | 

به نام خدا

فکر مي کنم آخرين باري که مطلب از من چاپ شد ، سال 79 بود . بعداز محکوميت مصطفي تاجزاده در جريان انتخابات مجلس ششم . از اون به بعد ، بعد از فارغ التحصيل شدن و ورود به بازار کار کمتر فرصت نوشتن پيدا کردم و اگر هم وقتي پيدا مي شد ، بيشتر به کار اجرايي صرف مي شد . روز 28 خرداد امسال بعد از مشخص شدن نتايج انتخابات ، تصميم گرفتم مطلبي دربارة دکتر معين بنويسم و به روزنامه اقبال بدم . در حين آماده کردن مطلب بودم که خبر توقيف اقبال را بچه ها بهم اطلاع دادند. خيلي ناراحت شدم، آخه حيفم مي اومد که به عنوان نزديک ترين فرد به دکتر معين در طول ايام انتخابات مطلبي از ايشون ننويسم . به همين خاطر تصميم گرفتم يک وبلاگ راه اندازي کنم و تو وبلاگم مطالبي را به صورت روزانه بنويسم . يادمه روزي که دکتر معين رد صلاحيت شد ، دکتر خانيکي، به طنز، دستاوردهاي کانديداتوري دکتر معين را براي من مي شمرد ، يکي از اونها کمک به رشد صنعت وبلاگ نويسي بود . اسم وبلاگ را « به سان رود » گذاشتم . براي کساني که از ابتدا اخبار انتخاباتي ستاد دکتر معين رو پيگيري مي کنند اين اسم آشناست . دکتر معين در اولين نشست انتخاباتي در 18 ديماه 83 سخنان خود را با اين شعر از« هوشنگ ابتهاج» به پايان برد .

 « به سان رود » که در نشيب دره سر به سنگ مي زند ، رونده باش

   اميـــــد هيچ معجــــــزي ز مـــــرده نيــــست ، زنــده باش

البته اين شعر ماجراي جالبي داره که شنيدنش خالي از لطف نيست . اگر روزي فرصت شد و دکتر معين هم اجازه دادند ، داستان اين شعر را مي نويسم . مطالب زيادي هست که به اميد خدا بايد براتون بنويسم . از اينکه بعد از چندين ماه کار طاقت فرسا فرصت نوشتن پيدا کردم خيلي خوشحالم .

 چون اولين روزيه که وبلاگ مي نويسم و هنــوز راه  نيفتادم، به همين  مقدار بسنده مي کنم . از  همه دوستاني که  وبلاگمـو مي خونن مي خواهم که نظر بدن و کمکم کنن . اينم بگم که روزيکه اسم وبلاگ رو ثبت کردم، بعد از ظهرش تعدادي از تقديرنامه هاي ستاد انتخابات را براي امضــاء پيش دکتر معين برده بودم ، به ايشون گفتم « دارم وبلاگ راه مي اندازم و اسمش رو هم از شعر شما گرفتم ، دعوام نمي کنيد ؟» دکتر معين مثل هميشه با صداقت و صميميت خاصي که دارن تشويقم کردن و گفتن  «خيلي خوبه ، چه اشکالي داره؟ اين اسم، اميد و زندگيه.» اين توضيحو دادم که يه وقت فکر نکنيد سرخود و بي اجازه از بزرگترها ور داشتم اسم گذاشتم . خلاصه اينکه من هم از امروز به جمع شما پيوستم . اومدم که از شما ياد بگيرم و نيازمند راهنمايي هاي شما هستم.

 تا مطب بعدي خداحافظ

+ نوشته شده در  شنبه 11 تیر1384ساعت 20:5  توسط حمید سیدی  |