تبليغاتX
به سان رود ... - برای اکبر گنجی
یادداشتهای گاه به گاه حمید سیدی
تو مطلب قبلیم قول داده بودم که در مورد گنجی مطلب بنویسم.از اون روز به امید اینکه وضعیت گنجی بهبود پیدا کنه صبر کردم تا خبر خوشی برسه و بعد مطلب بنویسم .اما متاسفانه این انتظار تا امروز فرجام خوشی نداشته.خیلی ها اینروزا می پرسن دکتر معین نمیخواد کاری بکنه؟ نمیدونم تا چه حد خبرای بعد انتخابات رو دنبال کردید. تو دوتا مصا حبه و همینطور دیدار دکتر نظرشو اعلام کرده . همون اول خواستار آزادی بی قید و شرط گنجی شده بود. هر چند به بعضی از مواضع گنجی از اول نقد داشت.

یاد ایام انتخابات و مرخصی گنجی افتادم. قبل از تایید صلاحیت دکتر چند جا در مورد گنجی صحبت کرده بود. این مساله نگرانی ما رو برای رد صلاحیت دکتر زیاد کرده بود .به دکتر میگفتیم در این مورد اظهار نظر رو بذارید بعد اینکه تایید شدید.ولی دکتر که انصافا برا ما معلم اخلاق بود(وهست)میگفت من عهد کردم چه قبل و چه بعد تایید صلاحیت با مردم صادق باشم اگه دفاع از کسی که حقی ازش ضایع شده مجب رد صلاحت من میشه خب ردم کنند.

ظهر روزیکه گنجی به مرخصی اومده بودقرار شد به عیادتش بریم. اگه تو برنامه های دکتر معین عیادت یا ملاقات هایی از این دست بود معمولا من جلوتر میرفتم و هدیه یا دسته گلی تهیه میکردم. اونروز هم طبق معمول جلو تر راه افتادم و دسته گلی تهیه کردم.منتظر شدم تا دکتر برسه . خونه گنجی خیلی شلوغ بود .کلی خبرنگار اومده بود.دکتر همینکه رسید و اون جمعیت خبر نگارو دید بلافاصله برگشت.با ناراحتی گفت "نیت ما عیادت بود نه چیز دیگه برگردیم." دکتر همیشه میگفت هیچوقت از هیچ مرجع و مقامی یا شخصیتی  نمیخوام برای مطرح شدنم هزینه کنم. میخوام فقط مدیون خدا و مردم باشم. فردای اونروز آخرای شب به عیادت گنجی رفتیم اینبار خانوم دکتر هم اومده بود. شب پر خاطره ای بود.یک دیدار صمیمانه.گنجی حرفای جالبی میزد.از بعضی اطرافیان دکتر گله میکرد. میگفت اینا تنهات میذارن.در عین حال دکتر هم به مواضع کنجی نقد داشت مخصوصا موضع تحریم انتخابات. اما کاملا صمیمانه با هم حرف میزدن و هر کدوم نظر خودشونو میگفتن.این عکسها هم از اون شب به یادگار مونده.

  

 

در این ایام خجسته و پر برکت از خدا میخوام هر چه زودتر اسباب آزادی اکبر گنجی رو فراهم کنه.

 

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 27 مرداد1384ساعت 13:59  توسط حمید سیدی  |