تبليغاتX
به سان رود ... - این سفر همره تاریخ به جا می ماند
یادداشتهای گاه به گاه حمید سیدی
دوروز پیش روز پزشک بود.روزیکه به مناسبت تولد ابن سینا روز پزشک نامگذاری شده.این روز رو به تمام پزشکان عزیز تبریک می گم. پزشکانی که واقعا برای خدمت به خلق خدا تلاش می کنند. کم نیستند پزشکان با تقوا یی که تو این دوره زمونه خدا رو در نظر دارن و کار خلق خدا رو راه میندازن.من خودم تعدادی از اونا رو میشناسم.اما در مقابل عده ای هم از این بزرگوارا هستن که متاسفانه جز مادیات چیزی رو در نظر ندارن.امیدوارم خدا به این دسته از پزشکها که خود مبتلا به بیماری دنیا پرستی هستن شفای عاجل بده و لذت خدمت به بیمارا رو به اونام بچشونه. خوش بحال اون پزشکایی که حساب و کتاب ویژه ای با خدای خودشون دارن.

میخوام  خاطره ای رو در همین رابطه براتون بگم. محل کار دکتر معین یک مرکز طبی دولتیه.قبل از عید امسال دکتر شکوری یه روز گفت  به دکتر گفتیم بعد از عید کلینیک نره. من با دکتر موضوع رو مطرح کردم.گفت "نخیر ـ کی گفته؟ این بنده های خدا مادرهایی که از دورافتاده ترین شهرا به خاطر نبود امکانات بچه هاشونو  میارن تهران،بیان و با در بسته مواجه بشن خدا رو خوش نمیاد.ما به غیر روزاییکه در سفر هستیم باقی روزا رو ساعت کلینیک هیچ برنامه ای برام نذار."تا آخرین روز انتخبات همینطور شد.به جز ۳ یا ۴ روز که همزمان با سفر ها بود، ساعت کلینیک رو به هم نزدیم.یه روز برا ضبط برنامه آقای امین زاده گفت بعد از ظهر برنامه دکترو خالی بذار.باید بریم ضبط آزمایشی.از قضا روز کلینیک بود.گفتم دکتر باید بره کلینیک. با تعجب گفت :"چی؟کلینیک؟مگه دکتر هنوز کلینیک هم میره؟"خلاصه گفت هر جور شده کلینیک رو کنسل کن. این ضبط واجبه و باید امروز انجام شه.منکه میدونستم جواب دکتر منفیه ولی چون امین زاده خواسته بود به دکتر گفتم.دکتر تو اتاق کارش زیر شیشه میزش دو سری عکس داره. یکی مربوط به کشته شدن پدر و پسر فلسطینیه که دو سال پیش به طرز فجیعی کشته شدن و یکی هم عکسهای مربوط به زلزله بم و آوارگی ساکنین اونجا .دکتر گفت :"میدونی چرا عکسهای بم رو اینجا گذاشتم. اگه در ۲۵ سال گذشته با نگاه علمی کار ها انجام میشد،شاهد این فجایع نبودیم. از یه طرف میگیم پزشک مازاد داریم ،از اینطرف تو هیچ شهرستانی مرکز تخصصی آسم کودکان  نداریم که این بندگان خدا مجبور نشن با زحمت خودشونو به تهران برسونن.به آقای امین زاده بگو کار واجب اینه که من اینجا باشم و به این طفلای معصوم برسم ،نه اینکه بریم اونجا و حرف بزنیم و آقایون هم تند تند کات بدن. "

تو سفر ها هم کار طبابت تعطیل نمیشد . این یه نمونشه.

روز پزشک عده ای از دوستان برای دکتر هدیه آورده بودن. دوستانی هم با دفتر  تماس گرفتن و تبریک گفتن. پشت یکی از هدایا این جمله نوشته شده بود "...احیای حسن اخلاق در سیاست را در منش شما میستاییم.سیاستی که میگویند پدر و مادر نمیشناسد و شما کوشیده و می کوشید به آن معرفت بیاموزید."شعر زیبایی هم با خط نستعلیق نوشته بودن که خالی از لطف ندیدم بر حسن ختام مطلب بنویسمش. نتوان گفت که این قافله وا می ماند  خسته و خفته از این خیل جدا می ماند

این رهی نیست که از خاطره اش یاد کنید   این سفر همره تاریخ به جا می ماند     موفق و پیروز باشید

+ نوشته شده در  جمعه 4 شهریور1384ساعت 11:1  توسط حمید سیدی  |