تبليغاتX
به سان رود ... - لحظه های ناب...
یادداشتهای گاه به گاه حمید سیدی
۱- دیروز بعد از ظهر در حالی اولین روزه  ماه رمضان را افطار کردیم که مشغول نوشتن یه طرح باحال برا مشارکت  بودیم. با صدای بلند گفتم خدایا ما را ببخش  که  بهترین لحظه های ماه رمضان را با کار حزبی ضایعش میکنیم. بچه ها کلی خندیدن.ولی از همه جالبتر التماس یکی از طراحان بود که میگفت خدایا کاری کن این طرح ما بگیره .یه اصطلاح جدید هم از دستاوردهای روز اول ماه رمضان بود. وقتی رفتم به اتاق سعید(شریعتی) سری بزنم.دکتر خانیکی گفت :"حمید آقا بفرما یک لقمه چای".احتمالا به کم بودن نون و پنیر و نصفه بودن کاسه های آش اشاره میکرد. خب دیگه چه میشه کرد.مشارکته دیگه.کارگزاران که نیست.

۲-نوار جدید اصفهانی چنگی به دل نزد. چند سال پیش که برای اولین بار صدای اصفهانی رو شنیدم با خودم گفتم یه صدای موندگار تو عرصه آواز .اما آلبوم اخیرش حسابی ناامیدم کرد. اونم بازاری شده....

۳-جواد من از دست تو چی کار کنم؟با این خبر تنظیم کردنت منو پیش رییسم ضایع کردی .کجای دنیا اول اسم دبیر رو میارن بعد اسم رییس رو .حالا یکشنبه که جلسه تشکیل بشه و دبیریه شاخه رو ازم گرفتن راحت میشی آره؟انتقام مصاحبه نگرفتن از دکتر معین رو از من میگیری. درسته که دکتر ارغنده میگه من ذوب در معینم ولی نه تا این حد.خلاصه یکی طلبت.

۴-آقا مصطفی ! از بابت حرف ... ناراحت نشو. سوء تفاهم بوده.شنبه منتظرتم.جای من باشی  چی کار میکنی. خودت که شاهدی ... چیا پشت سرم بهت میگه ولی من به رومم نمیارم.اینقدر حساس نباش.

۵-از تاخیر در به روز کردن وبلاگ عذر خواهی میکنم. گرفتاری ها بعضی وقتا مجال نوشتن رو از آدم میگیره.از همه دوستان التماس دعا دارم. تو این ماه خوب خدا همدیگر رو دعا کنیم تا دعاهامون مورد قبول واقع بشه.یا حق.

+ نوشته شده در  پنجشنبه 14 مهر1384ساعت 11:18  توسط حمید سیدی  |