|
|
|
|
|
به نام خدا فکر مي کنم آخرين باري که مطلب از من چاپ شد ، سال 79 بود . بعداز محکوميت مصطفي تاجزاده در جريان انتخابات مجلس ششم . از اون به بعد ، بعد از فارغ التحصيل شدن و ورود به بازار کار کمتر فرصت نوشتن پيدا کردم و اگر هم وقتي پيدا مي شد ، بيشتر به کار اجرايي صرف مي شد . روز 28 خرداد امسال بعد از مشخص شدن نتايج انتخابات ، تصميم گرفتم مطلبي دربارة دکتر معين بنويسم و به روزنامه اقبال بدم . در حين آماده کردن مطلب بودم که خبر توقيف اقبال را بچه ها بهم اطلاع دادند. خيلي ناراحت شدم، آخه حيفم مي اومد که به عنوان نزديک ترين فرد به دکتر معين در طول ايام انتخابات مطلبي از ايشون ننويسم . به همين خاطر تصميم گرفتم يک وبلاگ راه اندازي کنم و تو وبلاگم مطالبي را به صورت روزانه بنويسم . يادمه روزي که دکتر معين رد صلاحيت شد ، دکتر خانيکي، به طنز، دستاوردهاي کانديداتوري دکتر معين را براي من مي شمرد ، يکي از اونها کمک به رشد صنعت وبلاگ نويسي بود . اسم وبلاگ را « به سان رود » گذاشتم . براي کساني که از ابتدا اخبار انتخاباتي ستاد دکتر معين رو پيگيري مي کنند اين اسم آشناست . دکتر معين در اولين نشست انتخاباتي در 18 ديماه 83 سخنان خود را با اين شعر از« هوشنگ ابتهاج» به پايان برد . « به سان رود » که در نشيب دره سر به سنگ مي زند ، رونده باش اميـــــد هيچ معجــــــزي ز مـــــرده نيــــست ، زنــده باش البته اين شعر ماجراي جالبي داره که شنيدنش خالي از لطف نيست . اگر روزي فرصت شد و دکتر معين هم اجازه دادند ، داستان اين شعر را مي نويسم . مطالب زيادي هست که به اميد خدا بايد براتون بنويسم . از اينکه بعد از چندين ماه کار طاقت فرسا فرصت نوشتن پيدا کردم خيلي خوشحالم . چون اولين روزيه که وبلاگ مي نويسم و هنــوز راه نيفتادم، به همين مقدار بسنده مي کنم . از همه دوستاني که وبلاگمـو مي خونن مي خواهم که نظر بدن و کمکم کنن . اينم بگم که روزيکه اسم وبلاگ رو ثبت کردم، بعد از ظهرش تعدادي از تقديرنامه هاي ستاد انتخابات را براي امضــاء پيش دکتر معين برده بودم ، به ايشون گفتم « دارم وبلاگ راه مي اندازم و اسمش رو هم از شعر شما گرفتم ، دعوام نمي کنيد ؟» دکتر معين مثل هميشه با صداقت و صميميت خاصي که دارن تشويقم کردن و گفتن «خيلي خوبه ، چه اشکالي داره؟ اين اسم، اميد و زندگيه.» اين توضيحو دادم که يه وقت فکر نکنيد سرخود و بي اجازه از بزرگترها ور داشتم اسم گذاشتم . خلاصه اينکه من هم از امروز به جمع شما پيوستم . اومدم که از شما ياد بگيرم و نيازمند راهنمايي هاي شما هستم. تا مطب بعدي خداحافظ |
||
|
+
نوشته شده در شنبه 11 تیر1384ساعت 20:5 توسط حمید سیدی
|
|
||