تبليغاتX
به سان رود ... - او یک فرشته بود...
یادداشتهای گاه به گاه حمید سیدی
لم داده بودم رو مبل و ستون خوانندگان کیهان رو میخوندم که بابام با صدای بلندی گفت: ببین اخبار داره خاتمی رو نشون میده. خبر سخنرانی آقای خاتمی در اتریش بود٬ هر چند خیلی کوتاه بود اما احساس کردم  خانوادم دلشون برای آقای خاتمی تنگ شده. .هفته پیش  من در همین روز یعنی ۴ شنبه مهمون آقای خاتمی بودم در نشست گفتگوی تمدنها. چه زیبا گفت که تاریخ کشور ما مملو است از حوادث شیرین اما کوتاه و مستعجل و در مقابل  افسوسهای بسیار.چه قشنگ گفت که متاسفانه امروز اسلام یک سخنگوی قوی در جهان دارد و آن بن لادن است.دیروز دکتر خانیکی مطلبی رو بهم نشون داد که در یک نشریه دانشجویی برا خاتمی نوشته شده بود با عبارت"اویک فرشته بود" دغدغه های خاتمی در آخرین سال ریاست جمهوریش و سخنرانی ۱۶ آذر ۸۳ . اینکه گفته بود بعد از من کسانی می آیند که اهل عمل هستند.دکتر معین هم چند روز پیش موقع به روز کردن وبلاگش از دغدغه هاش میگفت. از وضعیت بوجود آمده برای آموزش و پرورش و آموزش عالی کشور.یادمه در یکی از سخنرانی های انتخاباتی دکتر گفت:" مهمترین وزیر کابینه وزیر آموزش و پرورش است. به طوریکه اگر روزی رییس دولت در جلسه کابینه حضور نداشت همه نگاهها به او باشد" چون شخص مورد نظر  دکتر معین برا وزارت آموزش و پرورش رو میشناسم(ولی اخلاقا درست نیست که بگم) میتونم حس کنم که دکتر معین چقدر دغدغه داره.راستی چقدر حرفای خاتمی و معین به هم نزدیک بود.دلاشون چی؟ آخرین باری که معین و خاتمی با هم نشستن و درد دل کردن کی بوده؟چرا اینروزا به فکر من نرسیده که این سوال رو  از دکتر بپرسم؟ حرفای دیشب دکتر تو جلسه دموکراسی و حقوق بشر از جنس حرفای خاتمی در جلسه گفتگوی تمدنها بود. این دغدغه مشترک رو باید جدی گرفت. باید دست به کار شم. روز ۲۷ خرداد بچه های ستاد این sms رو برا ی هم میفرستادن.

همراه شو عزیز ٬ تنها نمان به درد. کاین درد مشترک ٬ هرگز جدا جدا ٬ درمان نمیشود....

+ نوشته شده در  چهارشنبه 25 آبان1384ساعت 14:44  توسط حمید سیدی  |