|
|
|
|
|
حوالی ظهر دیروز باهام تماس گرفتن و گفتن که ÷یکرهای دو خبرنگار فقید ایسنا چون قراره به شهرستان منتقل بشه ساعت 2.30 بعد از ظهر از محل خبر گزاری ایسنا تشییع میشه اگه به کسی هم دسترسی دار بگو. آقای خدایاری و ذهبیون گفتن خودشونو می رسونن. سعید شریعتی مریض بود و موبایل دکتر شکوری هم روی پیغام گیر.علی تاجر نیا هم در دسترس نبود.به خبرگزاری رسیدم.همه داخل حیاط ایستاده بودند تا پیکرهای دو عزیز به ایسنا برسه.فضای همیشگی ایسنا چقدر تغییر کرده بود.هر وقت به اینجا می اومدم مملو از شور و هیجان بود و کلی انرژی می گرفتم.اما اینبار... بر روی تمام چهره هایی کخ همیشه با گشاده رویی به استقبال می اومدن و ازم می پرسیدن چه خبر؟ گرد و غبار غم و اندوه نشسته بود. سامان اقوامی عزیز که تو همه برنامه ها وسط عکس گرفتناش می اومد و خوش و بش می کرد ، نسرین وزیری که هر وقت منو می بینه حال و احوال دکتر معین رو می پرسه و میگه تو کی می خوای دست از سر این دکتر مظلوم برداری؟ حسن بیاتی با اینکه مدت کمی از آشناییمون میگذره ،خیلی به ما لطف داره و مریم آریایی که برای من یاد آور تمام خاطرات ایام انتخابات و روزهای تلخ و شیرین ستاد دکتر معینه و با وجود تمام کاستی ها و نواقص ما ،همیشه با لبخند و گذشت بی مثالش خبرهای مربوط به مشارکت و دفتر دکتر معین رو منعکس می کنه.، و دوستان خبر نگار و روزنامه نگار دیگه همه و همه فقط اشک می ریختن.دیروز همه شبیه هم شده بودند.همه یکی بودند، بین بچه های خبرنگار چپ و راست معنا نداشت. وقتی پیکر های ایندو عزیز رو از جلوی دانشگاه تهران به سمت خبرگزاری می بردن ، یاد sms ای افتادم که ساعتی قبل بهم رسیده بود." شکوه 16 آذر ماه سالگرد استبداد ستیزی و آزادگی دانشجو ، چه زیبا با خون خبرنگاران شهید در هم آمیخت..." .وقتی نوبت قرائت پیام دکتر فاتح (مدیر عامل سابق ایسنا ) شد،صدای ناله بچه های ایسنا به اوج رسید. از یکپارچگی و همدلی بچه های ایسنا خیلی لذت بردم. پیش خودم گفتم خدا خیرت بده دکتر معین که زمان وزارتت سنگ بنای این خبرگزاری رو با کمک همفکرات گذاشتی ، قطعا نیت درستی داشتی که امروز ایسنا در آستانه 7 سالگی به یک خبر گزاری معتبر تبدیل شده و این یکدلی بچه های ایسنا هم از برکت همون نیت خیره. امروز از دست رفتگان این حادثه دفن میشن و مراسم ختم و یاد بود هم به سرعت برگزار میشه و میگذره .اما چیزی که مهمه اینه که نباید عمق این فاجعه رو فراموش کنیم. پاسخگوی این سهل انگاری و هدر رفتن این سرمایه های انسانی کیه؟ چرا باید عده ای اینطور مظلومانه از بین برن؟امروز مطلبی رو از دوست عزیز اکبر منتجبی خوندم خواسته بود کمیته حقیقت یاب برا روشن شدن این واقعه تشکیل بشه. نوشته بود نباید به مرگ مفت عادت کنیم. دیشب هم در جمع دوستایی که بودیم همین بحث بود. اینکه چرا خبرنگارا در ایران اینقدر بی پناه هستن. به نظرم باید به وجه حقوق بشری خبر نگارا و روزنامه نگارا توجه جدی بشه این مساله فقط با پیگیری و جدیت خود این عزیزان بدست میاد. خدا کنه که دیگه شاهد این حوادث نباشیم. |
||
|
+
نوشته شده در پنجشنبه 17 آذر1384ساعت 20:46 توسط حمید سیدی
|
|
||