|
|
|
|
|
آقاي مرتضي حاجي، رييس ستاد انتخاباتي آقاي خاتمي در دوم خرداد و وزير آموزش و پرورش دولت اصلاحات، اخيراً در مصاحبهاي با خبرگزاري فارس اعلام كردهاند: «من با بخشي از برنامههاي دكتر معين موافق نبودم و حتي نامزدي ايشان براي انتخابات را هم توصيه نميكردم». صرفنظر از درست يا نادرست بودن نظرات آقاي حاجي آنچه موجب نگراني است، گفتمان غالبي است كه اين روزها در بين بخشهايي از اصلاحطلبان رواج يافته و آن شدت انتقاد نسبت به عملكرد اصلاحطلبان در انتخابات رياست جمهوري نهم است، بيآنكه ساير مقاطع دورة اصلاحات نقد شود. همه ما به اين نكته واقف هستيم كه عملكرد گروههاي مختلف اصلاحطلب در انتخابات گذشته رياست جمهوري داراي اشكالاتي است و نقدهايي بر آن وارد است، اما اينكه از نقد علمي و منصفانة دوران اصلاحات چشمپوشي كرده و نوك پيكان نقد را فقط به سمت ايام انتخابات و رفتار انتخاباتي گروههاي فعال در رياست جمهوري نهم نشانه رويم، دور از اخلاق سياسي و انصاف است. آنچه به عنوان شعارها و برنامههاي «اصلاحطلبان پيشرو» در انتخابات مذكور ارائه شد و مورد استقبال بسياري از نخبگان و فرهيختگان قرار گرفت، حاصل كار مجموعهاي از نيروهاي اصلاحطلب بود كه به خرد جمعي و مديريت مشاركتي اعتقاد داشته و دغدغة ادامه روند اصلاحات، آنها را به اين جمعبندي رسانده بود كه با حمايت از يك شخصيت دانشگاهي كه سابقة درخشاني هم در مديريت اجرايي پس از انقلاب داشته است، در راه اصلاحات «گامي به پيش» بردارند. نامزدي آقاي دكتر معين از ابتدا خواستة خود ايشان نبود، چنانكه كساني كه به روحيات و خصايل وي اندك آشنايي دارند، نيك ميدانند كه واقعيت آن است كه سياست هيچگاه اولويت اول دكتر معين نبوده و اگر احساس مسئوليت او در قبال جامعه نبود، لذت كار علمي و پژوهشي خود را با تلخي عرصة سياست و سياسي كاري عوض نميكرد. آقاي حاجي در مصاحبه خود با نقد عملكرد جبهه مشاركت طي دوره اصلاحات در مورد نامزدي آقاي دكتر معين ابراز داشتهاند كه نامزدي ايشان را توصيه نميكردند. بايد خدمت ايشان روزي را يادآور شد كه كنگره هفتم جبهه مشاركت براي تصميمگيري در مورد انتخابات رياست جمهوري نهم در محل اردوگاه باهنر برگزار شده بود و دوستان قديم ايشان در حزب (كه اكنون آقاي حاجي از عضويت در آن اعلام برائت ميكنند) دغدغة آيندة كشور و سرنوشت مردم را داشتند وآقاي حاجي در حالي كه در چند قدمي محل برگزاري كنگره حضور داشتند، در جلسه شركت نكردند؛ ايشان اگر واقعاً نسبت به انتخاب آقاي معين به عنوان نامزد رياست جمهوري نقد يا توصيهاي داشتند، ميتوانستند چند دقيقهاي وقت گذاشته و با حضور در كنگره به عنوان عضو مؤسس حزب مشاركت، نظرات خود را ابراز كنند. مواضع امروز آقاي حاجي و دوستان ديگري كه در نظرات خود همواره اعلام ميكنند كه از ابتدا پيشبيني چنين وضعيتي را ميكرديم، با رفتار آن روزها فاصلة بسياري دارد. اي كاش دوستاني كه نقدي نسبت به برنامهها و شعارهاي «اصلاحطلبان پيشرو» دارند، اين نقدها را دقيق و منصفانه اعلام كنند و از كليگويي و زير سؤال بردن تلاش نيروهايي كه بدون كوچكترين ادعايي بر اساس باورهاي خود، موفق به كسب بيش از 4 ميليون رأي آگاهانه شدند، بپرهيزند. برنامهها و شعارهاي اصلاحطلبان پيشرو به گفتة اكثر كارشناسان و تحليلگران، شعارهايي عامهپسند نبود و اتفاقاً نخبگان و فرهيختگان جامعه را مورد خطاب خود قرار داده بود. آنچه امروز ماية مباهات و افتخار حاميان آقاي معين است، طرح آن برنامهها و شعارهاست، هر چند برخي از آن شعارها با واقعيتهاي جامعة تودهاي ايران فاصله داشته باشد كه اتفاقا سعي و تلاش آقاي دكتر معين و حاميان ايشان آگاه كردن تودههاي مردم به حقوق اساسي خود بود. شعارهاي «ايران براي همة ايرانيان»، «توسعة دانايي محور»، «دولت بيسانسور»، «دموكراسي در خانه، صلح درجهان»، «دفاع از حقوق شهروندان» و ... ، يك شبه و بداهتاً به عنوان باورها و برنامههاي اصلاحطلبي پيشرو مطرح نشده بود، بلكه هر يك از اين شعارها حاصل كار جمعي مديران اصلاحطلبي بود كه طي 8 سال دورة اصلاحات متحمل بيشترين هزينهها شده بودند. شايد مخالفت آقاي حاجي با بخش آموزش و پرورش برنامههاي دكتر معين بوده، آنجا كه آقاي معين در گردهمايي فرهنگيان اعلام كرد: «به منظور همفكري و مشاركت معلمان عزيز در عرصة تصميمگيري دولت، پارلمان معلمان ايجاد خواهم كرد و وزير آموزش و پرورش با همفكري با فرهنگيان انتخاب خواهد شد»، يا جاييكه ايشان گفتند: «وزير آموزش و پرورش، شاخصترين وزير كابينه خواهد بود، چنانچه روزي رييس جمهور در كابينه حضور نداشته باشد، همة نگاهها به سمت وزير آموزش و پرورش خواهد بود.» برنامههاي آقاي معين در بخش آموزش و پرورش حتماً با عملكرد آقاي حاجي در دورة اصلاحات متفاوت بود، همان طور كه پيش از آن دكتر معين تنها وزير دورة اصلاحات بود كه موفق به تغيير ساختار نظام مديريتي در وزارت علوم و تصويب و وارد كردن آن به برنامه سوم توسعه شده بود. امري كه در هيچ يك از وزارتخانهها اتفاق نيفتاد؛ لذا دور از ذهن نيست كه آقاي حاجي با كدام بخش از برنامههاي آقاي معين موافق نبودهاند. همان طور كه امروز هم در بين مديران بنياد باران كه آقاي حاجي مدير عاملي آن را عهدهدار هستند، مديراني از اين دست كمتر جايي دارند. علاوه بر آنچه ذكر شد، اصولاً توصيهپذيري و كدخدامنشي در قاموس اصلاحطلبي پيشرو واژهاي تعريف نشده است. متأسفانه اين روزها بر بسياري از دوستان اين امر مشتبه شده كه با توصيه و رهنمود، شايستگيها و خدمات مديران دلسوز و بيادعا را نفي كرده و موجبات انفعال اين نيروها را فراهم سازند و براي تثبيت موقعيت خود آنها را متهم به خارج شدن از حد اعتدال نمايند، بدون آنكه معياري براي اعتدال مورد نظر خود تعيين كرده باشند. در حالي كه اعتدال تنها نفي تندروي نيست، بلكه پرهيز از افراط و تفريط ، توأماًٌ مدنظر است. اگر تندروي و شعارهاي غيرواقعي را نفي ميكنيم، در جا زدن، عقبگرد و قدر ناشناسي فرصتهايي كه در اختيار بوده را هم بايد محكوم كنيم. وانگهي به نظر ميرسد اصلاحطلبي به اين حد از بلوغ رسيده باشد كه از دورة توصيه و رهنمود و ريشسفيدي عبور كرده باشد و براساس مصلحت جامعه و منافع ملت، بر پايه سازوكارهاي دموكراتيك به خرد جمعي تن بدهد. لذا تصور جايگاه ارائة رهنمود و توصيه، آن هم به كساني كه سابقة مديريتي درخشانشان قابل قياس با فرد توصيه كننده نيست، چندان وجاهتي ندارد. مقايسه عملكرد دو وزارتخانه علوم و تحقيقات وآموزش و پرورش در دورة اصلاحات بهترين گواه براي قضاوت افكار عمومي است. سخن آخر اينكه در شرايطي كه اهميت ائتلاف و يكپارچگي اصلاحطلبان در انتخابات پيش رو بر كسي پوشيده نيست و تلاش همة دلسوزان اصلاحات، گسترش دامنة ائتلاف و استفادة حداكثري از همة ظرفيتهاي اصلاحطلبي است، موضعگيريهايي كه موجب دلخوري و دوري اصلاحطلبان از يكديگر ميشود، شايسته نيست. آقاي حاجي بايد توجه داشته باشند كه به عنوان سخنگوي ائتلاف اصلاحطلبان در انتخابات شوراهاي سوم و مديرعامل بنياد باران (محلي كه مديران آقاي خاتمي گردهم آمدهاند) سخنان ايشان در مورد يك همكار سابق و منتخب بيش از 4 ميليون نفر از جوانان، دانشجويان و فرهيختگان اين كشور ممكن است اين شائبه را به وجود آورد كه عدهاي از دستاندركاران دولت اصلاحات در پي ايجاد فضايي هستند تا ارتباط آقاي خاتمي با نزديكترين مديران دلسوز خود قطع شود. واقعيتي كه خواسته يا ناخواسته در انتخابات شوراهاي سوم اتفاق افتاد و عملاً اصلاحطلبان پيشرو نقشي در ائتلاف اصلاحطلبان نداشتند. نگراني امروز اصلاحطلبان پيشرو اين است كه قبل از آنكه توسط جناح مقابل فضا بر آنها تنگ شود، با موضعگيريهايي از اين دست، از جانب مدعيان اصلاحات، حذف و خانهنشين شوند. چنين مباد! |
||
|
+
نوشته شده در شنبه 16 تیر1386ساعت 23:20 توسط حمید سیدی
|
|
||