تبليغاتX
به سان رود ... - ضیافت شرقی
یادداشتهای گاه به گاه حمید سیدی

ديشب حاميان دکتر معين در شرق تهران براي قدرداني از فعالان ستادهاي خود مراسمي تدارک ديده بودند و از من هم خواسته بودند تا دکتر معين در مراسم حضور داشته باشد . خوشبختانه دکتر هم پذيرفته بود . قرار بود ساعت ۹ اونجا باشيم . دکتر دقيقاً سر ساعت اومد . اين نکتة قابل توجهيه. چون معمـولاً در ايام انتخابات به علت فشردگي برنامه ها ، با تأخير سر قرار ها مي رسيديم . مراسم را خيلي جدي گرفته بودند . در طول مراسم چند تن از سخنرانان شعر « به سان رود » را خواندند . به دکتر گفتم از وبلاگ من ورداشتن . دکتر خنديد و گفت اتفاقاً مي خواستم بهت همينو بگم . شعري که دکتر معين بعد از انتخابات تو وبلاگش گذاشته بود را هم خوندن . يکي از اشعار مرحوم مجتبي کاشاني که با دکتر معين خيلي مأنوس بوده، به خصوص در اواخر عمرش .دکتر معين در خيلي از صحبت ها و پيامهاش از اشعار مرحوم مجتبي کاشاني استفاده مي کنه .در مورد 5 صاد معروف دکتر معين هم مرحوم کاشاني نظري داشته که بعداً اگر فرصت شد مي نويسم . صحبت هاي دکتر معين هم خيلي جالب بود . با يک ديد کاملاً علمي به انتخابات نهم که فکر مي کنم امروز « ايسنا» به صورت کامل کار کنه . آقاي کميجاني ،مسئول ستاد شرق تهران ، واقعاً آدم فعاليه . يادمه هفتة پيش ، وقتي دکتر معين تقديرنامه ها رو امضاء مي کرد به اسم کميجاني که رسيد گفت : خيلي نيروي فعاليه.

 در مراسم ها يي که بعد از انتخابات برگزار شده ، اميد به آينده موج مي زنه . در کل مراسم خوبي بود . همة سخنرانها در صحبت هاشون ، از دکتر درخواست ادامه راه داشتن . بعضي ها هم از دکتر درخواست برگشت به صحنه داشتن ، با خودم گفتم دکتر صحنه رو ترک نکرده که بخواد برگرده . وقتي از مراسم خارج شدم ، تاکسي گرفتم . راننده اش يه پسر جوون بود ، يه نوار گذاشته بود ، که مي خوند : «کاشـکي  بيـاي  آشتي کنون ، کاشـکي  نشي نامهربون، من بي قرارم ، ......  » ياد  مراسم و تقاضاي سخنرانان از دکتر معين افتادم که جملگي ، برگشت دکتر معين رو مي خواستن . نکتة آخر و خيلي مثبت مراسم ديشب هم اين بود ، که شام چلوکباب کوبيده نبود . اينو به اين خاطر مي گم که تو يکي از سفرهاي انتخاباتي ۲ روز اول سفر، پشت سرهم بهمون کوبيده دادن ، اونهم با چه کيفيتي ،خدا نصيب هيچکس نکنه . طوري شده بود که اسم کوبيده مي اومد ، همه حالشون خراب مي شد . از مراسم ديشب آقاي شمس عکسهايي گرفته که فردا تو وبلاگ مي گذارم .

فعلاً خداحافظ

+ نوشته شده در  یکشنبه 12 تیر1384ساعت 17:6  توسط حمید سیدی  |